دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
تفسیر غزل
در زندگی ات مشکلات بسیاری داشته ای و با تکیه بر توانایی ها و صد البته شکیبایی توانسته ای بر تک تک آن ها غلبه کنی.
به امید خدا روزهای سخت به پایان رسیده و روزهای خوشی در راه است. دل نگران حسادت بدخواهان نباش.
فراموش نکن پیروزی های تو علاوه بر استعدادهای خودت، نتیجه لطف خداوند و رابطه خوبی است که با او داری.
احتمالا زندگی ات دچار تغییراتی می شود، از این موارد آزرده خاطر نشو و خدا را شکر کن.
