رفتن به محتوا

برچسب: حکایت

افسانه زیبا دو برادر دوقلو و یک عشق پاک

افسانه زیبا دو برادر دوقلو و یک عشق پاک

داستان دو برادر دوقلو و یک عشق پاک: در زمان پادشاهی «هونگ وونگ»، در دهکده‌ی کوچک و دورافتاده‌ای در ارتفاعات شمال ویتنام، دو برادر از خانواده‌ی «کائو» زندگی می‌کردند. برادر بزرگ‌تر «کائوتان» نام داشت و برادر کوچک‌تر «کائولانگ». این دو برادر کاملاً به هم شبیه بودند، مثل دونیمه‌ی یک سیب، هر دو خوش‌سیما، خوش‌اخلاق و پرکار بودند.

حکایت شنیدنی بی عقل و با عقل از مثنوی مولوی

حکایت شنیدنی بی عقل و با عقل از مثنوی مولوی

مردی که از فهم و کمال سهمی داشت و از مال دنیا بهره‌ای نداشت پیاده از شهری به شهر دیگر سفر می‌کرد. در میان راه به یک مرد عرب رسید که شتری داشت و دو جوال بزرگ بر آن بار کرده بود و خودش هم بر بالای دو لنگه بار نشسته بود و آواز می‌خواند و از همان راه می‌رفت.

حکایت جذاب و شنیدنی کلاهش پس معرکه است!

حکایت جذاب و شنیدنی کلاهش پس معرکه است!

اصطلاح کلاهش پس معرکه است: معرکه‌گیری به عنوان یکی از روش‌ها و ابزارهای رسانه‌ای برای سرگرمی و اطلاع‌رسانی تا زمان‌های نه چندان دور بسیار کاربرد داشته است.