رفتن به محتوا

برچسب: حکایت

افسانه های کهن فارسی | داستان رحیم نجار و سه زنش / عاقبت مردی که سه زن داشت‎

افسانه های کهن فارسی | داستان رحیم نجار و سه زنش / عاقبت مردی که سه زن داشت‎

در شهری کوچک، مردی به نام «رحیم» زندگی می‌کرد که به طرز عجیبی سرنوشتش او را به سه ازدواج کشانده بود. رحیم مردی معمولی بود، با شغل نجاری و قلبی بزرگ، اما چیزی که او را از دیگران متمایز می‌کرد، توانایی عجیبش در انتخاب‌های بد بود.

افسانه واقعی | حکایت قدیمی دو سقا

افسانه واقعی | حکایت قدیمی دو سقا

یک مرد سقا بود و کارش این بود که هرروز مشک خود را به دوش بیندازد و از سر چشمه برای مردم آب ببرد. یک جام کوچک هم همراه داشت که اگر در میان راه کسی آب خواست به مردم آب بدهد…..