روانشناسی شخصیت : بگو بچه چندمی تا خیلی رازها برات فاش بشه | اگر تهتغاری هستی، این خبر شوکهات میکند!
آیا ترتیب تولد واقعاً شخصیت انسان را شکل میدهد؟ نگاهی علمی به نقش فرزند اول، وسط و آخر در خانواده
در بسیاری از خانوادهها بحثی قدیمی و آشنا وجود دارد: «بچه اول مسئولیتپذیرتر است»، «بچه آخر سوگلی خانواده است» یا «بچههای وسط کمتر دیده میشوند». این برداشتها در فرهنگهای مختلف جهان رایج است و بسیاری از افراد بر اساس تجربه شخصی خود نیز آن را تأیید میکنند. اما پرسش مهم این است که آیا واقعاً ترتیب تولد در خانواده میتواند بر شکلگیری شخصیت انسان تأثیر بگذارد، یا این صرفاً یک باور عمومی است؟
نخستین بار در دهه ۱۹۲۰ میلادی، روانشناس اتریشی آلفرد آدلر (Alfred Adler) این ایده را مطرح کرد که جایگاه هر کودک در میان خواهران و برادران میتواند بر شخصیت و رفتار او تأثیر بگذارد. آدلر که از همکاران اولیه زیگموند فروید بود، اعتقاد داشت کودکان در یک خانواده شرایط روانی و اجتماعی متفاوتی را تجربه میکنند و همین تفاوتها میتواند به شکلگیری ویژگیهای شخصیتی متفاوت منجر شود.
به گفته آدلر، کودک اول زمانی تمام توجه والدین را دریافت میکند که هنوز خواهر یا برادری ندارد، اما با تولد فرزند بعدی ناگهان جایگاه او تغییر میکند. این تغییر میتواند باعث شود کودک اول احساس مسئولیت بیشتری داشته باشد یا برای حفظ جایگاه خود تلاش کند. در مقابل، فرزندان بعدی در محیطی رشد میکنند که از ابتدا رقابت یا مقایسه میان خواهر و برادرها در آن وجود دارد.
ویژگیهای رایج در فرزند اول
بر اساس نظریه آدلر و بسیاری از مطالعات بعدی، فرزندان اول معمولاً ویژگیهایی مانند مسئولیتپذیری، نظم و تمایل به رهبری از خود نشان میدهند. دلیل این موضوع تا حدی به نقش آنها در خانواده بازمیگردد. بسیاری از والدین به طور ناخودآگاه از فرزند اول انتظار بیشتری دارند و حتی در برخی مواقع از او میخواهند در مراقبت از خواهر یا برادر کوچکتر کمک کند.
مطالعات علمی نیز تا حدی این برداشت را تأیید کردهاند. پژوهشی که در سال ۲۰۱۵ توسط محققان دانشگاههای لایپزیگ (آلمان) و ماینتس انجام شد و نتایج آن در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شد، دادههای بیش از ۲۰ هزار نفر از آمریکا، بریتانیا و آلمان را بررسی کرد. نتیجه این تحقیق نشان داد که فرزندان اول به طور میانگین در آزمونهای شناختی و هوش کمی امتیاز بالاتری نسبت به خواهر و برادرهای کوچکتر خود کسب میکنند. با این حال پژوهشگران تأکید کردند که این تفاوت بسیار اندک است و به معنای برتری مطلق نیست.
همچنین برخی مطالعات روانشناسی نشان دادهاند که فرزندان اول اغلب هدفگرا، منظم و کمالگرا هستند، اما ممکن است در مقایسه با دیگر فرزندان کمی بیشتر دچار استرس یا فشار روانی شوند.
فرزندان دوم و میانی
فرزندان دوم یا بهطور کلی فرزندان میانی معمولاً در موقعیتی متفاوت قرار دارند. آنها نه مانند فرزند اول مسئولیتهای اولیه خانواده را تجربه میکنند و نه مانند فرزند آخر توجه کامل را دریافت میکنند. همین موقعیت میتواند باعث شکلگیری ویژگیهایی مانند رقابتپذیری، استقلال و تلاش برای متفاوت بودن شود.سرگرمی روز نوشت، برخی روانشناسان معتقدند فرزندان دوم برای جلب توجه بیشتر تلاش میکنند تا مهارتهای خاصی را در خود پرورش دهند. آنها ممکن است در حوزههایی موفق شوند که خواهر یا برادر بزرگترشان در آن کمتر فعال بوده است. این موضوع گاهی باعث میشود این افراد اهداف بلندپروازانهای برای خود تعیین کنند.
از سوی دیگر، برخی پژوهشها نشان دادهاند که فرزندان میانی معمولاً مهارتهای اجتماعی قویتری دارند، زیرا از کودکی یاد گرفتهاند میان خواهر و برادرهای خود تعامل و مذاکره کنند. با این حال این یافتهها در همه تحقیقات یکسان نیست و برخی مطالعات تفاوت قابلتوجهی در شخصیت آنها پیدا نکردهاند.
فرزند آخر؛ اجتماعی و خلاق؟
در بسیاری از فرهنگها تصور میشود که فرزند آخر یا همان «تهتغاری» بیشترین محبت و توجه خانواده را دریافت میکند. از دیدگاه آدلر، این شرایط میتواند باعث شود فرزند آخر اجتماعیتر، خلاقتر و گاهی وابستهتر باشد.
برخی پژوهشگران نیز معتقدند فرزندان آخر برای جلب توجه خانواده ممکن است به سمت فعالیتهای خلاقانه مانند هنر، موسیقی یا ورزش گرایش پیدا کنند. نمونههای تاریخی فراوانی از هنرمندان و ورزشکاران مشهور وجود دارد که کوچکترین فرزند خانواده بودهاند.
با این حال، برخی مطالعات نشان دادهاند که این کودکان ممکن است در مقایسه با فرزند اول مسئولیتهای کمتری در خانه داشته باشند و همین موضوع گاهی باعث میشود دیرتر به استقلال کامل برسند.
تکفرزندها چه ویژگیهایی دارند؟
تکفرزندها در شرایطی متفاوت از دیگر کودکان رشد میکنند، زیرا تمام توجه والدین به آنها اختصاص دارد. بسیاری از روانشناسان معتقدند تکفرزندها ممکن است کمالگرا، هدفمند و بسیار مستقل باشند، زیرا بیشتر زمان خود را با بزرگسالان سپری کردهاند.
در عین حال، برخی مطالعات نشان دادهاند که تکفرزندها ممکن است در دوران کودکی فرصت کمتری برای تمرین مهارتهای اجتماعی در محیط خانواده داشته باشند. با این حال تحقیقات جدید نشان میدهد که این تفاوتها معمولاً با حضور در مدرسه و جامعه تا حد زیادی جبران میشود.
آیا ترتیب تولد واقعاً تعیینکننده شخصیت است؟
با وجود محبوبیت نظریه آدلر، بسیاری از پژوهشگران امروزی معتقدند تأثیر ترتیب تولد آنقدر قوی نیست که شخصیت افراد را به طور قطعی تعیین کند. برای مثال، پژوهش گستردهای که در سال ۲۰۱۵ در مجله PNAS منتشر شد نشان داد ترتیب تولد تأثیر قابلتوجهی بر ویژگیهای شخصیتی اصلی (مانند برونگرایی، توافقپذیری یا ثبات هیجانی) ندارد.
علاوه بر این، عوامل دیگری مانند سبک تربیتی والدین، وضعیت اقتصادی خانواده، فرهنگ اجتماعی، آموزش و تجربیات زندگی نقش بسیار مهمتری در شکلگیری شخصیت دارند.
نظریه ترتیب تولد یکی از جذابترین ایدهها در روانشناسی خانواده است و بسیاری از افراد در تجربههای شخصی خود نشانههایی از آن را مشاهده میکنند. سرگرمیروز نوشت، با این حال، تحقیقات علمی نشان میدهد که اگرچه ممکن است جایگاه هر کودک در خانواده تا حدی بر رفتار و تجربیات او اثر بگذارد، اما این عامل تنها یکی از عوامل متعدد در شکلگیری شخصیت انسان است.
در واقع، شخصیت هر فرد نتیجه تعامل پیچیدهای از ژنتیک، محیط خانوادگی، آموزش، فرهنگ و تجربیات فردی است. بنابراین ترتیب تولد میتواند بخشی از این داستان باشد، اما بهتنهایی سرنوشت شخصیت یا موفقیت انسان را تعیین نمیکند.