اینترنت بین الملل | اینترنت کی وصل میشه؟
۸۰ روز قطعی اینترنت ایران | همه مخالفند اما اینترنت هنوز وصل نشده!
مسئولان یکی پس از دیگری از اینترنت قطع و اینترنت طبقاتی اعلام نارضایتی میکنند
مسئولان یکی پس از دیگری از اینترنت قطع و اینترنت طبقاتی اعلام نارضایتی میکنند؛ از رئیسجمهور و وزرا تا سخنگوی دولت و مشاوران. هر روز یادداشتی نوشته میشود، سخنی گفته میشود و مخالفتی اعلام میشود، اما نتیجه برای مردم تغییری نکرده است. اگر این همه اعلام مخالفت قرار است به جایی نرسد، پرسش ساده است: این نارضایتی های خود را در قالب یادداشت و مصاحبه و سخنرانی می گویید که چه شود؟
به گزارش رکنا، امروز قطعی اینترنت در ایران به هشتاد روز رسید.روز اولی که اینترنت در ایران قطع شد، نهم اسفند ۱۴۰۴ بود؛ همان روزی که جنگ آغاز شد. مردم گفتند جنگ شده است و قطعی اینترنت را تا حدی معقول دانستند. با اینکه از نظر فنی و علمی میتوان امنیت را افزایش داد بیآنکه اینترنت را به طور کامل قطع کرد، اما جامعه در همان روزهای نخست این وضعیت را تا حدی قابل درک تلقی کرد.
اما هنوز دو هفته از جنگ نگذشته بود؛ در میانه موشکباران، حملات پهپادی، صدای جنگندهها و اضطراب جنگ، ناگهان پیامک فروش اینترنت با نام «اینترنت پرو» به تلفنهای همراه رسید. از همان لحظه، بحث امنیت برای بسیاری از مردم جای خود را به تصور سودجویی اقتصادی داد.
نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ جنگ به آتشبس رسید. میدان نظامی به میز مذاکرهای بازگشت که سه دهه است در آن جریان دارد. در تمام این سی سال اینترنت در ایران قطع نبود؛ اینترنتی کمکیفیت و محدود بود، اما وجود داشت. با این حال اینبار، با آغاز آتشبس و ادامه مذاکرات، قطعی اینترنت همچنان ادامه یافت.
در همان حال فروش اینترنت طبقاتی نیز ادامه پیدا کرد. اینترنتی که عموم مردم در طبقات آن جایی نداشتند. حتی کسانی که پیامک «واجد شرایط بودن» برای دریافت آن را دریافت کردند، اغلب توان خریدش را نداشتند؛ زیرا قیمت آن بسیار بالاست. تازه همان اینترنت هم همه بسترها را باز نمیکند و در بسیاری از مسیرها باز هم به دیوار محدودیت میخورد.
در این میان وضعیت عجیبی شکل گرفته است. مقامات ارشد کشور یکی پس از دیگری از این وضعیت ابراز نارضایتی میکنند.
رئیسجمهور بارها گفته است که نباید اینترنت طبقاتی وجود داشته باشد.
رئیس قوه قضائیه میگوید باید بررسی شود اساساً این «اینترنت پرو» از کجا آمده است.
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، در یادداشتی نوشت: آرامش ظاهری جامعه همیشه نشانه رضایت نیست؛ جامعه تبعیض در دسترسی به اینترنت را بیعدالتی میداند، نه امنیت.
سخنگوی دولت هم میگوید نگاه دولت روشن است: تصمیماتی که در شرایط خاص امنیتی اتخاذ شدهاند نباید به رویه دائمی تبدیل شوند و احساس تبعیض در جامعه ایجاد کنند. او تأکید میکند مسیر مورد نظر دولت حرکت به سمت دسترسی پایدار، کاهش محدودیتها در چارچوب مصالح کشور و ایجاد توازن میان الزامات امنیت سایبری و حقوق شهروندی است. دولت امیدوار است با مأموریتی که رئیسجمهور به معاون اول داده، در آینده نزدیک شرایطی فراهم شود که هم دغدغههای امنیت سایبری مدیریت شود و هم مردم و فعالان اقتصادی بتوانند با آرامش از اینترنت استفاده کنند.
در همین میان وزیر بهداشت میگوید اینترنت پرویی که حتی به اساتید و پزشکان داده شده نیز بسیاری از بسترهای علمی را باز نمیکند و کشور از علم روز عقب میماند، اینترنت باید از مسدود بودن خارج شود.
وزیر علوم نیز بارها از وضعیت اینترنت و نارضایتی دانشگاهها سخن گفته است.
مسئولان ارتباطات دفتر رئیسجمهور نیز تقریباً هر روز تکرار میکنند که اینترنت نباید قطع باشد.
اما در دل این همه اظهار نظر، یک سؤال جدی باقی میماند: مخاطب این سخنان دقیقاً چه کسی است؟آیا مخاطب مردم هستند؟ آیا مقامات کشور در واقع به مردم میگویند که بروند اینترنت را باز کنند؟
اگر هدف نمایش مردمی بودن است، چنین سخن گفتنی بیش از آنکه حس همراهی ایجاد کند، ضعف ساختاری را به نمایش میگذارد. و اگر تصور بر این است که مردم با شنیدن این سخنان بتوانند کاری برای باز شدن اینترنت انجام دهند، پس باید درها را باز کرد تا مردم خودشان بروند و پای کسی را که بر شریان اینترنت-که برای انسان امروز به اندازه آب و هوا و نان ضروری است—گذاشته، کنار بزنند.این توپبازی با کلمات و این سخنرانیهای بیسرانجام، زمانی برای پایان دارد و آن زمان، وصل شدن اینترنت است که همین الان هم وقت آن گذشته است زیرا وزیر ارتباطات همین چند روز پیش گفته بود که تاب آوری جامعه در قطع اینترنت تنها تا بیست روز وجود دارد و حال هشتاد روز است که اینترنت قطع است.