دلیل تأخیر در افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی
در شرایطی که تورم و افزایش مداوم هزینههای زندگی فشار زیادی بر خانوارها وارد کرده است، بازنشستگان تأمین اجتماعی بیش از بسیاری از گروههای دیگر با دغدغه تأمین معیشت روزانه روبهرو هستند.
به گزارش سرگرمی روز ، علا مینایی، کارشناس حقوقی حوزه کار و تأمین اجتماعی در یادداشتی به مهر نوشت، بخش بزرگی از این جمعیت سالها در بازار کار فعالیت کرده و اکنون در دوران بازنشستگی انتظار دارند حداقلهای معیشتی آنان از طریق اجرای دقیق قوانین تأمین شود. با این حال، در حالی که افزایش حقوق کارگران شاغل و همچنین بازنشستگان کشوری و لشکری در سال جاری طبق روال مشخص تعیین و اعلام شده، بازنشستگان تأمین اجتماعی همچنان در انتظار تعیین تکلیف افزایش حقوق خود هستند؛ موضوعی که با صراحت برخی مواد قانونی نیز در تعارض قرار میگیرد.
مطابق ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی موظف است مستمری بازنشستگان را با توجه به افزایش هزینههای زندگی و شرایط اقتصادی کشور بهصورت سالانه مورد بازنگری قرار دهد. این ماده یکی از مهمترین پایههای قانونی حمایت از بازنشستگان محسوب میشود و هدف آن حفظ قدرت خرید مستمریبگیران در برابر تورم است. در کنار این ماده، مواد دیگری همچون ماده ۱۱۱ قانون تأمین اجتماعی و ماده ۴۱ قانون کار نیز به نحوی به سازوکار تعیین حداقل دستمزد و تأثیر آن بر مستمریها اشاره دارند.
بر اساس ماده ۴۱ قانون کار، شورای عالی کار موظف است حداقل دستمزد کارگران را با توجه به نرخ تورم و هزینههای سبد معیشت تعیین کند. این مصوبه معمولاً مبنایی برای تعیین میزان افزایش مستمری بازنشستگان تأمین اجتماعی نیز بوده است. به همین دلیل در سالهای گذشته، پس از اعلام افزایش حداقل دستمزد کارگران، همان الگو بهطور نسبی برای مستمریبگیران تأمین اجتماعی نیز اعمال میشد. اما در سال جاری این روند با تأخیر قابل توجهی روبهرو شده و هنوز تصمیم نهایی درباره افزایش حقوق بازنشستگان این سازمان اعلام نشده است.
این وضعیت در حالی رخ داده که بازنشستگان صندوقهای دیگر، از جمله صندوق بازنشستگی کشوری و نیروهای مسلح، افزایش حقوق خود را طبق سازوکارهای مشخص و در زمان مقرر دریافت کردهاند. تفاوت در زمان اجرا و نحوه اعمال افزایش حقوق میان صندوقها، بهتدریج باعث شکلگیری نوعی نارضایتی در میان بازنشستگان تأمین اجتماعی شده است؛ گروهی که از نظر جمعیتی نیز بزرگترین جامعه بازنشستگی کشور را تشکیل میدهند.
یکی از مهمترین دلایلی که برای این تأخیر مطرح میشود، وضعیت مالی صندوق تأمین اجتماعی است. گزارشها و تحلیلهای مختلف نشان میدهد این صندوق در سالهای اخیر با چالشهای مالی قابل توجهی مواجه بوده است. بخشی از این مشکلات به بدهیهای انباشته دولت به سازمان تأمین اجتماعی بازمیگردد و بخشی دیگر نیز ناشی از ساختارهای مدیریتی و مالی این صندوق است. همچنین عدم وصول کامل حق بیمهها و برخی تعهدات گسترده صندوق نیز فشار مضاعفی بر منابع آن وارد کرده است.
در چنین شرایطی، تأمین منابع لازم برای افزایش مستمریها با دشواریهایی همراه میشود. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند که مشکلات مالی صندوق نمیتواند بهانهای برای عدم اجرای قوانین صریح در زمینه افزایش حقوق بازنشستگان باشد. از نگاه حقوقی، اجرای ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی یک تکلیف قانونی است و تعویق در اجرای آن میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای داشته باشد.
در کنار این چالشها، مسئله مدیریت منابع و اصلاح ساختار مالی صندوق تأمین اجتماعی نیز از موضوعات مهمی است که بارها مورد تأکید کارشناسان قرار گرفته است. اگر منابع صندوق بهدرستی مدیریت شود و مطالبات آن از دولت نیز بهصورت منظم پرداخت شود، بخش مهمی از مشکلات فعلی قابل کنترل خواهد بود.
در این میان چند راهکار میتواند به بهبود وضعیت کمک کند. نخست آنکه افزایش مستمری بازنشستگان مطابق با مواد قانونی، بهویژه ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی، باید بهطور دقیق و در زمان مناسب اجرا شود تا فاصله میان درآمد بازنشستگان و هزینههای زندگی بیش از این افزایش پیدا نکند. سرگرمی روز نوشت،دوم آنکه وضعیت مالی صندوق تأمین اجتماعی نیازمند بررسی دقیق و اصلاحات ساختاری است؛ از جمله بهبود شیوههای وصول حق بیمه و ارتقای شفافیت در مدیریت منابع. در نهایت، دولت نیز باید بدهیهای خود به این صندوق را در چارچوب برنامهای مشخص تسویه کند تا منابع لازم برای ایفای تعهدات سازمان فراهم شود.
همچنین اطلاعرسانی شفاف درباره روند تصمیمگیریها و وضعیت مالی صندوق میتواند از شکلگیری ابهام و نگرانی در میان جامعه بازنشستگان جلوگیری کند. بازنشستگان به عنوان یکی از گروههای مهم اجتماعی، نیازمند اطمینان از اجرای قوانین و حمایتهای قانونی هستند.
در مجموع، تأخیر در تعیین و اجرای افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی نه تنها معیشت این قشر را تحت فشار قرار داده، بلکه به تدریج باعث شکلگیری بیاعتمادی نسبت به روند اجرای قوانین نیز شده است. حل این مسئله مستلزم اجرای دقیق مقررات موجود، اصلاح ساختارهای مالی صندوق تأمین اجتماعی و تأمین منابع پایدار از سوی دولت است. بدون توجه به این الزامات، بهبود وضعیت معیشتی بازنشستگان تأمین اجتماعی با دشواریهای جدی مواجه خواهد بود.