کسبوکارهایی که در قطعی اینترنت هم پول درمیآورند | چه کسانی حتی بدون اینترنت بینالملل فروش دارند؟
در سالهای اخیر، بهویژه با تجربه اختلالها و قطعیهای مکرر اینترنت در ایران، یک سؤال جدی برای بسیاری از صاحبان کسبوکار شکل گرفته است: وقتی دسترسی به اینترنت بینالملل محدود یا قطع میشود، کدام کسبوکارها همچنان میتوانند فروش خود را حفظ کنند؟
سناریو ساده اما واقعی است. روزی از خواب بیدار میشوید و متوجه میشوید اینستاگرام بالا نمیآید، واتساپ پیامها را منتقل نمیکند و ارتباط با مشتریانی که از آنها انتظار سفارش داشتید عملاً متوقف شده است. این وضعیت در سال ۱۴۰۴ دیگر یک احتمال دور نیست، بلکه بارها در مقاطع مختلف تجربه شده؛ از قطعیهای کوتاهمدت گرفته تا دورههای طولانیتر که بعضی کسبوکارها را عملاً متوقف کرده است.
با این حال، نکته مهم اینجاست: در همین شرایط، گروهی از کسبوکارها نهتنها متوقف نمیشوند، بلکه همچنان فروش دارند و در برخی موارد حتی رشد میکنند. پرسش اصلی این است که این تفاوت از کجا میآید؟
واقعیت این است که وابستگی کامل به یک پلتفرم، بهویژه شبکههای اجتماعی، یک نقطهضعف جدی محسوب میشود. بسیاری از فروشندگان عملاً تمام فعالیت خود را روی یک صفحه اینستاگرام بنا کردهاند؛ در حالی که این فضا تحت کنترل مستقیم آنها نیست و هر لحظه امکان محدود شدن دسترسی وجود دارد. در چنین شرایطی، کسبوکار به جای یک دارایی مستقل، به یک حساب کاربری وابسته تبدیل میشود.
در مقابل، طی سالهای اخیر، بسترهای داخلی مانند ترب، باسلام و پیامرسانهایی مانند بله و روبیکا نقش پررنگتری پیدا کردهاند، اما هنوز بخشی از بازار با نگاه تردید به آنها نگاه میکند. چند تصور اشتباه در این زمینه بسیار رایج است.
یکی از این برداشتها این است که کاربران این پلتفرمها قدرت خرید پایینتری دارند. در حالی که دادههای جستجو در ترب نشان میدهد کاربران بهدنبال کالاهای متنوع، حتی در ردههای قیمتی بالا هستند و با هدف خرید وارد این فضا میشوند، نه صرفاً برای مشاهده.
برداشت اشتباه دیگر این است که پیامرسانهای داخلی فقط ابزار ارتباطی هستند. در حالی که در زمان اختلال اینترنت بینالملل، همین پلتفرمها به کانال اصلی ارتباطی تبدیل میشوند و همین موضوع باعث میشود حضور کسبوکار در آنها اهمیت استراتژیک پیدا کند.
همچنین این تصور وجود دارد که این بسترها منجر به فروش واقعی نمیشوند. اما تجربه فروشندگان حرفهای خلاف این موضوع را نشان میدهد؛ بهخصوص آنهایی که از ابتدا با استراتژی مشخص وارد این فضا شدهاند و آن را بهعنوان یک کانال مکمل و نه جایگزین در نظر گرفتهاند.
در واقع، تفاوت اصلی در مدل ساخت کسبوکار است. کسبوکارهایی که صرفاً بر یک شبکه اجتماعی تکیه دارند، در زمان اختلال بهسرعت دچار افت شدید فروش میشوند. اما کسبوکارهایی که زیرساخت مستقل دارند—مانند وبسایت فروشگاهی روی سرور داخلی، سئوی اصولی و اتصال همزمان به مارکتپلیسها—در برابر این شوکها مقاومتر عمل میکنند.
در چنین مدلی، حتی در زمان قطع اینترنت بینالملل، مسیرهای فروش همچنان فعال باقی میمانند. سایت داخلی در دسترس است، جستجوی کاربران داخلی از کار نمیافتد و پلتفرمهایی مانند ترب همچنان میتوانند ترافیک هدفمند به سمت فروشنده هدایت کنند؛ البته در صورتی که زیرساخت ثبت محصول و اتصال به سایت بهدرستی پیادهسازی شده باشد.
نمونههای واقعی نیز این موضوع را تأیید میکنند. در دورههای قطعی طولانی، برخی فروشگاههای آنلاین که از زیرساختهای داخلی و سایت مستقل استفاده کرده بودند، همچنان فروش خود را حفظ کردند و حتی در نبود رقبا، سهم بیشتری از بازار به دست آوردند. در مقابل، کسبوکارهایی که صرفاً بر شبکههای اجتماعی تکیه داشتند، عملاً با توقف کامل فروش مواجه شدند.
عامل کلیدی در این تفاوت، داشتن یک دارایی دیجیتال مستقل است؛ داراییای که مالکیت آن در اختیار خود کسبوکار باشد، نه در اختیار یک پلتفرم خارجی. وبسایت اختصاصی، میزبانی داخلی، اتصال به درگاههای پرداخت داخلی و حضور در مارکتپلیسها، مجموعهای از اجزایی هستند که این استقلال را شکل میدهند.
از سوی دیگر، یکی از چالشهای همیشگی در مسیر راهاندازی سایت، پیچیدگی سئو و مسائل فنی بوده است. اما در سالهای اخیر، ابزارهایی توسعه یافتهاند که بسیاری از این پیچیدگیها را کاهش دادهاند و امکان مدیریت سادهتر زیرساخت فروش آنلاین را فراهم کردهاند؛ بهطوری که تمرکز اصلی فروشنده بیشتر بر محتوا و محصول قرار میگیرد تا مسائل فنی.
در نهایت، کسبوکارها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: گروهی که به یک بستر خارجی وابستهاند و در زمان اختلال عملاً متوقف میشوند، و گروهی که زیرساخت چندلایه و مستقل دارند و حتی در شرایط بحرانی نیز به فعالیت ادامه میدهند.
سؤال اساسی دیگر این نیست که آیا قطعی اینترنت اتفاق میافتد یا نه؛ بلکه این است که در زمان وقوع آن، مدل کسبوکار شما در کدام سمت ماجرا قرار میگیرد.